Image hosting by TinyPic 

 تو رازی و ما راز

 

پرده اندكي كنار رفت و هزار راز روي زمين ريخت.

رازي به اسم درخت، رازي به اسم پرنده، رازي به اسم انسان .

رازي به اسم هرچه كه مي‌داني و باز پرده فرا آمد و فرو افتاد.

و آدمي اين سوي پرده ماند با بهتي عظيم به نام زندگي، كه هر سنگ ريزه‌اش

به رازي آغشته بود و از هر لحظه‌اي رازي مي‌چكيد.

در اين سوي رازناك پرده، آدميان سه دسته شدند.

گروهی گفتند: هرگز رازي نبود، هرگزي رازي نيست و رازها را ناديده انگاشتند

و پشت به راز و زندگي زيستند.

خدا نام آنها را گمشدگان گذاشت.

و گروهي ديگر گفتند : رازي هست، اما عقل و توان نيز هست. ما رازها را

مي‌گشاييم و مغرورانه رفتند تا گره راز زندگي را بگشايند.

خدا گفت: توفيق با شما باد، به پاس تلاشتان پاداش خواهيد گرفت.

اما  بترسيد كه درگشودن همان راز نخستين وابمانيد.

و گروه سوم: اما، سرمايه‌اي جز حيرت نداشتند و گفتند: در پس هر راز، رازي  است

 و در دل هر راز رازي،جهان راز است و تو رازي و ما راز.

تو بگو كه چه بايد كرد و چگونه بايد رفت.خدا گفت: نام شما را مؤمن مي‌گذارم.

 خود، شما را راه خواهم برد. دستتان را به من بدهيد. آنها دستشان را به خدا دادند 

 و خدا آنان را از لابه‌لاي رازها عبور داد و در هر عبور رازي گشوده شد.

و روزي فرشته‌اي در دفتر خود نوشت:زندگي به پايان رسيد.

و نام گروه نخست از دفتر آدميان خط خورد،

 گروه دوم در گشودن راز اولين واماند و تنها

 آنان كه دست در دست  خدا دادند از هستي رازناك به سلامت گذشتند.

عرفان نظرآهاری


 

/ 55 نظر / 12 بازدید
نمایش نظرات قبلی
دوستدار شادمهر

سلام...يه خسته نباشيد جانانه به شما.منم از هفته بعد دوباره ميام.خيلی خوشحالم.تا بعد

علی(سرزمين دور)

سلام دوست خوبم ببخشید دیر خدمت رسیدم .امیدوارم حالت خوب باشه....عزیز امیدوارم همیشه در همه مراحل زندگی موفق باشی خوشحالم وبت داره با قدرت و با محتوا پیش میره...همچنین باید به عرضتون برسونم چت فارسی سرزمین دور هم راه اندازی شد.درهرصورت منتظرقدمهای سبز قسنگتون هستم...شادباشیدوپاینده.یاحق.. نام های پروازی دل برای نامی آغاز واژه ای گمنام برای شب که فقط مروارید مهتاب از آن پیدا بود و خورشید می درخشید واژه ای نا آشنا برای ماهی برکه ی تنهایی غروبی برای آسمان که فقط شبهای سرد را به کام می کشد دلخوشی برای ماندگاری خزون بی بهار تو شبهای سرد به یاد آرزوی هایی بر غبار تنهایی تنها چیزی که برای هیچکس ها در شب های سرد مانده دیگر در یاد ما هیچستانی نیست – هر چند امید زاده ی آنجاست و ما هنوز پشت دیوار های آن مانده ایم...

ال نینو - پرشين سينما

بی شک می توان نه به رازها بی اعتنائی کرد و نه ادعا در گشودن آنها ... بی ترديد در پس هر راز، رازی است و انسان های انديشمند و متواضع، بدون تکبر و اعتقاد به معبود خود می توانند اين رازها را بر خود گشوده يابند، چنانچه رازی بزرگ بر نيای آدميان گشوده شد که فرشتگان درکی از آن نداشتند ... آدم آن موقع به گناه نخستين آلوده نشده بود و تنها کسانی که به گناه نخستين آلوده نشوند می توانند سر سلامت از کوی پرپيچ و خم اين دنيا بگذرند ......................... پرشين سينما به روز شد : بحران فيلمنامه

محسن

سلام خوبی به روزم بيا پيشم

bita

salam azizam khoobi weblog zibayi dari yek sary ham be ma bezan

نرگس

عزيزم تو خودت نمره بيستی واقعا کيف کردم خسته نباشيد بای

نازی

خسته نباشی