بال هايت را كجا گذاشتي؟

 

Image hosting by TinyPic

 

با عرض سلام خدمت دوستان عزيزم

اقيانوس رويا دوساله شد البته با يك هفته تأخير آپ كردم .

از همه عزيزانی كه توی اين دو سال هميشه همراه من بودن تشكر می‌كنم .

و اميدوارم كمی و كاستی‌ها رو به بزرگی خودتون ببخشين.

من متأسفانه مدتيه كه دسترسيم به اينترنت خيلی محدوده و نمی‌دونم اين تا كی ادامه داره

 ولی تمام سعيم رو می‌كنم كه زحمات دوستان رو جبران كنم.

موفق باشيد و در پناه حق07.gif

 

 

بال هايت را كجا گذاشتي ؟


پرنده بر شانه‌هاي انسان نشست. انسان به تعجب رو به پرنده كرد و گفت:

 "اما من درخت نيستم تو نمي‌تواني روي شانه‌هاي من آشيانه بسازي.
پرنده گفت: من فرق درخت‌ها و آدم‌ها را خوب مي دانم اما گاهي پرنده‌ها

 و آدم‌ها را اشتباه مي‌گيرم.

انسان خنديد و به نظرش اين خنده‌دار ترين اشتباه ممكن بود.
پرنده گفت: راستي چرا پر زدن را كنار گذاشتي؟ انسان منظور پرنده را نفهميد،

اما باز هم خنديدند

پرنده گفت: نمي‌داني توي آسمان چه قدر جاي تو خالي‌ست. انسان ديگر نخنديد.

انگار ته ته خاطراتش چيزي را به ياد آورد. چيزي كه نمي‌دانست چيست.

شايد يك آبي دور يك اوج دوست داشتني.
پرنده گفت: غير از تو پرنده‌هاي ديگري را هم مي‌شناسم كه پرزدن از يادشان

رفته است. درست است كه پرواز براي يك پرنده ضرورت است اما اگر تمرين نكند

فراموش مي‌شود.
پرنده اين را گفت و پر زد انسان رد پرنده  را دنبال كرد تا اين كه چشمش به يك 

آبي بزرگ افتاد و به ياد آورد روزي نام اين آبي بزرگ بالاي سرش، آسمان بود و

چيزي شبيه دلتنگي توي دلش موج زد.
آن وقت خدا بر شانه‌هاي كوچك انسان دست گذاست و گفت: يادت مي‌آيد،

تو را با دو بال و دوپا آفريده بودم؟ زمين و آسمان هر  دو براي تو بود. اما تو آسمان

را نديدي. راستي عزيزم بال‌هايت را كجا جا گذاشتي؟
انسان دست بر شانه‌هايشش گذاشت و جاي  خالي چيزي را احساس كرد.

آن وقت رو به خدا كرد و گريست.

 عرفان نظر آهاری

 

 

/ 39 نظر / 24 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ღღღღداشی احدღღღღ=امير ترنج

سلام بهاره جان خوبی عزيز خيلی زيبا نوشتی من يه کتاب دارم از اين به اسن ( ليلی نام تمام دختران زمين است ) خيلی خوبه ..... بينم من که يادت نرفتم ... من همون امير ترنجم رفتم خونه جديد بهم سر بزن. هميشه سبز و مهربون بمونی و سبد زندگيت مملو از شکوفه های عشق و شادی باشه.منتظرم

ღღღღداشی احدღღღღ=امير ترنج

سلام بهاره جان خوبی عزيز خيلی زيبا نوشتی من يه کتاب دارم از اين به اسن ( ليلی نام تمام دختران زمين است ) خيلی خوبه ..... بينم من که يادت نرفتم ... من همون امير ترنجم رفتم خونه جديد بهم سر بزن. هميشه سبز و مهربون بمونی و سبد زندگيت مملو از شکوفه های عشق و شادی باشه.منتظرم

mosafer kochooloo

رودخانه به تو آشنايي هديه مي داد، تو از صداي موج گله مند بودي زلالي آب عشق را به تو هديه بخشيد، تو كورمال كورمال به دنبال عشق مي گشتي

علی 99

سلامممممم بهاره جان ... ببخشید من مثل خودت تازگی خیلی سرم شلوغ شده و خیلی وقت بود بهت سر نزده بودم ... کاش همه ما پرواز رو دوباره به یاد بیاریم و از این زمین خاکی محدود دل بکنیم و راه آسمون رو در پیش گیریم ... مثل همیشه عالی بود ... شاد باشی و موفق ... فعلا بای

علی 99

سلام بهاره جان ... می دونم که اینجور مواقع که سر آدم شلوغ میشه و نمی تونه به موقع بروز کنه ، دیدن نظرای تازه امیدوارکننده س ( خودم زیاد تجربه ش کرده ام !! ) ... شاد باشی و شادی آفرین .. باباي

نجمه

بهاره جان وب خیلی خوبی داری و مطالبت بسیار تاثیر گذاره .راستش یه جوری به اول آدم برمی گرده. "اگه بری جات خالیه" به یاد همه اونایی که بالهاشونو پس گرفتن. تا بعد[خداحافظ]